چه ساده …

چه زود و چه ساده قانع میشم به ماندن, به بودن !

حالا که فکرشو می کنم می بینم که چه چیزای ساده ای , چه چیزای مسخره ای برای راضی نگه داشتن من و برای شاد بودن من کافیه !

امروز با اینکه حالم یه مقداری گرفته بود , وقتی موقع انتخاب واحد ترم بعدی رسید , وقتی واحد هایی که می خواستم اونم با هزار زور

گیرم اومد , خیلی خوشحال بودم ! جون شاید توی این همه ترم , اولین باری بود که بدون اینکه زجر زیادی بکشم جهار تا دونه واحد گیرم اومد !

بیشتر از این خندم گرفته بود که برای به دست اوردن چیزی که روزی حتی کمترین ارزشی برام نداشت , برای چند دقیقه همه ی دل تنگی ها رو

فراموش کردم …

چه ساده …

4 پاسخ به “چه ساده …”

  1. sinra می‌گوید:

    احسان عزیز این خوشحالی ها ناشی از بد بختی ماست داداش.باید فش داد که…

  2. بی خیال پسر….

  3. خوشبختی کوچک است.
    …. خوشبختی‌های ریز ریز که آدم را زنده نگه می‌دارند.

    پ.یکتا

  4. چقدر شبه این جا
    به روز شو.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.